ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

351

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

اعتقاد وانديشهء فكرى سالم مىمانند وأهل بينش كه از اين درجه بالاترند بر معنايى كه مورد قبول عقلشان باشد تأويل مىكنند وبدين طريق هر كس معرفتش بالاتر باشد معناى بالاترى را مىفهمد زيرا انسانها در فهم معاني داراى مراتبى هستند . فهم وانديشهء هر يك از آنها نيكو ومطابق حكمت است . ( 1510 - 1505 ) فرموده است : ولا يجرءون عليه صفات المصنوعين فرشتگان براي خداوند صفات مخلوقات را جارى نمىسازند ، اجراى صفات مصنوعات بر خداوند وقتي رواست كه خداوند با مخلوقات خود مناسبت ومشابهتى داشته باشد واين تناسب وقتي برقرار مىشود كه با قياس وهمى وبرهان خيالي خداوند را به صورت مخلوق ببيند وحكم كند كه خداوند متعال نمونهء مخلوقات خود مىباشد ومخلوقات در مكان قرار مىگيرند ودر جهت واقع مىشوند وسپس قوّهء خيال ، خداوند را به شكل مخلوقات مىبيند . پس از ادراك وهمى وخيالي واثبات مثليّت براي خدا ، عقل مقدمهء ديگرى را مىآورد وآن اين كه حكم هر چيزى حكم مانند آن است . پس صفات مصنوعات را بر خداوند جارى دانسته وحكم به مثليّت خداوند با مخلوقات مىكند ، ولى چون فرشتگان آسمانى از قوّه وهم وخيال مبرّا وپاك‌اند بر خداوند صفات مصنوعات أو را جارى نمىسازند وخداوند را از آنچه ظالمان در حق أو مىگويند والاتر مىدانند . همچنين فرشتگان خدا را در مكانها محدود ندانسته ومثل ومانند براي خداوند قائل نيستند ، زيرا حكم كنندهء به حدّ شيء در مكان وجا گرفتن آن در مكان ومثل ومانند قائل شدن مبناى تصوّرش قياس وهمى وخيالي است تا از طريق وهم وخيال ، همشكلى وهمانندى أو را دريابد ، سپس يكى را به ديگرى تشبيه كند وچون دانستيم كه قوّهء وهم وخيال به حيوان عنصرى اختصاص دارد ، ناگزير صدور اين احكام از فرشتگان آسمانى به طور مطلق منتفى است . با توضيح فوق روشن شد كه فرشتگان بر خداوند صفات مخلوقات را جارى نمىسازند .